X
تبلیغات
http//:username.blogfa.com - زندگی نامه ی اصغر حاج حیدری(خاسته)
arminmaleki NBA.com
در سن 9سالگی، پدرش او را نزد استاد کاری به شاگری می گمارد. استاد، فردی سخت گیر بوده و بارها اصغر را کتک می زند، ولی طبع شعر داشته و اشعاری زیر لب، زمزمه می کند که باعث می شود اصغر به شاعری، گرایش پیدا کند و به دلیل حافظه قوی خود، آنچه را می شنود، از بر می کند.

 

نام: اصغر حاج حیدری

نام پدر: رجب(مش رجب)

تاریخ تولد: 30/ آذر/ 1324(شب یلدا)

طول عمر: 67سال

محل تولد: خمینی شهر/ محله باولگان

کودکی و تحصیلات:چند سالی در دبستان مشغول به تحصیل بود که به دلیل ابتلا به گری(کچلی) از آنجا، اخراج شد که خودش بزرگترین ضربه در زندگی اش را همین اخراج از مدرسه می داند. ناچار همراه پدر که اصغر او را پادشاه تنگدست می نامد، به روستای محمود آباد اصفهان برای دست فروشی و پیله وری می رود و در اتاقی که هم مغازه و هم سکونتگاه آنها بود، اقامت می کند.

دوستان پدر، شب ها دور هم جمع و از هر دری سخن می گویند؛ از جمله شبی، فردی داستانی را تعریف می کند که مردی به ارباب بیست تومان، بدهکار بوده و نمی توانسته پرداخت کند و ارباب می گوید: یا پول یا کتک! و آن مرد گفته است به اندازه چهل تومان به من کتک بزن و بیست تومان بقیه اش را گندم بده تا بتوانم شکم زن و بچه خودم را سیر کنم.

این داستان به گفته خاسته، در او تأثیر بسیار گذاشته و از آنجا، ضد ظلم و ستم شده و به مردم و طبقه ستم کش گرایش می یابد.

در سن 9سالگی، پدرش او را نزد استاد کاری به شاگری می گمارد. استاد، فردی سخت گیر بوده و بارها اصغر را کتک می زند، ولی طبع شعر داشته و اشعاری زیر لب، زمزمه می کند که باعث می شود اصغر به شاعری، گرایش پیدا کند و به دلیل حافظه قوی خود، آنچه را می شنود، از بر می کند.

در نوجوانی به کارگری و سنگ تراشی در کارخانه سنگبری، می پردازد و رفتار برخی کارفرمایان با کارگران، افکار ضد ظلم و ستم و تمایل به عدل و آزادی را در وی تقویت می کند.

در سال 54تصمیم به ادامه تحصیل می گیرد و به سرعت دبستان و راهنمایی را با معدل خوب و استعداد خارق العاده، طی می کند و دو سال دبیرستان را غیرحضوری می خواند که با شرایط انقلاب و جنگ و تنگدستی، روبرو می شود و ادامه تحصیل برای او غیرممکن می شود.

در سال1356با سمت خدمتگزاری به استخدام آموزش و پرورش شهرستان خمینی شهر در می آید و در دبیرستان شهدا، کانون فرهنگیان و دانش آموزان انقلابی که هم در انقلاب و هم در زمان جنگ، شهدای زیادی را تقدیم انقلاب کرده، مشغول می شود و یار و یاور انقلابیون می گردد.

اصغر خاسته، ورود به آموزش و پرورش را نقطه عطف زندگی خود می داند.

وی با حضور در انجمن های ادبی اصفهان و خمینی شهر و درک محضر اساتید بزرگ شهر، در این دو شهرستان و مطالعه مستمر آثار مذهبی و تاریخ ادبیات ایران و حافظ و سعدی و مولوی و آثار دکتر شریعتی و از بر کردن بسیاری از آن ها به دلیل حافظه قوی، توانایی های خود را در استفاده از قدرت خداوندی، شعر و شاعری غنی می بخشد.

اهم فعالیت ها:

فعالیت های متعدد اصغر حاج حیدری، شاعر و چهره فرهنگی محبوب و مردمی که می تواند الگوهای مناسبی برای کارهای فرهنگی باشد را می توان به چند دسته تقسیم نمود:

1.فعالیت های انقلابی:

ایشان پس از علنی شدن مبارزات مردم علیه رژیم ستم شاهی همراه و همگام با آنها در صحنه های مختلف حضور داشت و با ساختن اشعار و شعارهای انقلابی طرفندهای رژیم را خنثی می کرد. بعضی از اشعار وی، به سرعت در سراسر استان و کشور، دهان به دهان می گشت.

2.تشکیل ادبستان صفا:

به منظور کشف و پرورش استعدادهای شهرستان که نتیجه آن، ظهور شاعرانی چون بیابانکی، زهتاب، نیکنام، صفاریان، حاج هاشمی، سلطان پور، حاج باقری، احمدی، عباسیان، عمومی و دیگران بود.

3.کنگره شعر میلاد:

این کنگره که 18سال، به کار خود ادامه داد، بی نظیرترین کنگره شعر مردمی در سراسر کشور بود که در ایام تولد امام حسین(ع) به مدت سه روز با امکانات در حد صفر و به شکل جادی و مردمی برگزار می شد و طی این مدت اکثر چهره های شاخص شعر و شاعری در شهرستان حضور یافتند و بهار شعر و شاعری را در شهرستان ایجاد کردند.

4.سوگواره ادبی ثارالله:

5.زنده کردن زبان محلی ولاتی:

سرودن شعر به زبان محلی ولاتی که عمیق ترین اثرات را بر آشنایان به این زبان داشت، از خلاقیت ها و خدمات فرهنگی ویژه ایشان به زبان و ادبیات فارسی به حساب می آید.

6.برپایی محافل بصیرت حسینی:

حاج حیدری معتقد بود که در مورد امام حسین(ع)، مردم علاوه بر شور، باید شعور پیدا کنند و لذا منزل خود در ایام محرم به محفلی برای دعوت از سخنرانان برجسته استانی و کشوری و سخنرانی در آن، تبدیل کرد و در این مدت با روش ابتکاری و متفاوت چهره ای سرشناس زیادی را به شهرستان دعوت کرد.

آثار و تألیفات:

دشت شبنم

عطر گندم، مهر مردم، کلوز1

نمکدون

جمع آوری خورشید در مغاک

و آثار نا تمامی چون: دستور زبان ولاتی و فرهنگ مردم محله ورنوسفادران

مرگ:

جمعه ظهر 24آذر 1391 در بیمارستان سعدی به دلیل سرطان کبد و پس از تحمل سه ماه بیماری سخت

محل دفن:

قبرستان باولگان خمینی شهر/ جنب مصلی نماز جمعه

ایشان با حضور جمع کثیری از مردم فرهنگ دوست و اهالی شعر و ادب و چهره  های استانی و کشوری و مقامات وقت و قبلی، در روز شنبه 25آذر تشییع و در آرامگاه خود به خاک سپرده شد. و مراسم متعددی برای ایشان در شهرستان و کشور برگزار گردید. از جمله در روز جمعه 1/10/1391 به جای مراسم جشن تولد ایشان، یادواره ای در سالن سینما فرهنگ خمینی شهر با حضور جمع کثیری  از مردم و شاعران و هنرمندان استانی و کشوری برگزار شد که 6ساعت به طول انجامید.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 21:17  توسط armin maleki  |